
زندگی حرفهای علی شادمان تلفیقی از بازیگری، تحصیل و علاقهمندیهای هنری است.
او از همان کودکی با استعدادهایش توانست جایگاه ویژهای در عرصه هنر ایران پیدا کند و با گذر زمان، نقشهای پیچیدهتر و حرفهایتری را تجربه کند. در کنار بازیگری، عکاسی و نگاه کارگردانی، بخش مهمی از شخصیت و مسیر هنری او را شکل دادهاند. در این مطلب، نگاهی جامع به زندگی، تحصیلات، فعالیتهای هنری، علاقهمندیها و برخی اتفاقات مهم زندگی علی شادمان خواهیم داشت.
زادروز و آغاز زندگی علی شادمان
علی شادمان در ۴ آذر ۱۳۷۵ در ایلام متولد شد. او بهعنوان فرزند نخست خانوادهای با اصالت کُرد، در محیطی پرورش یافت که ارزش علم و هنر در آن اهمیت داشت. پدرش، مسعود شادمان، استاد دانشگاه و دارای دکترای تاریخ، و مادرش، بتول رشنوادی، دبیر علوم است. او یک خواهر کوچکتر به نام آرینا دارد و خانوادهاش همواره مشوق و همراه او در مسیر حرفهای بودهاند.
تحصیلات و علاقهمندیهای هنری
شادمان دوران دبیرستان را در رشته تجربی گذراند و سپس در دانشگاه رشته کارگردانی را انتخاب کرد. علاقه او به عکاسی نیز از همان دوران شکل گرفت و علی شادمان آن را به صورت حرفهای دنبال میکند. او معتقد است این هنر نوعی نگاه دوم در زندگی هنری اوست و به او کمک میکند تا دید متفاوتی نسبت به بازیگری و هنر داشته باشد.
آغاز بازیگری از ۹ سالگی
ورود علی شادمان به سینما به سال ۱۳۸۴ و با فیلم «میم مثل مادر» به کارگردانی رسول ملاقلیپور آغاز شد. ملاقات تصادفی ملاقلیپور با خانواده شادمان و مشاهده توانایی او در نواختن ویولن، باعث شد تا او برای نقش اصلی این فیلم انتخاب شود. این تجربه نخستین جایزه مهمش، یعنی بهترین بازیگر کودک جشنواره فیلم رشد را به همراه داشت و مسیر حرفهای او را کلید زد.
تجربه سخت در «سرزمین مادری»
شادمان در سنین ۱۳ تا ۱۵ سالگی، در تولید سریال «سرزمین مادری» حضور داشت که در آن باید دو نقش مختلف را بازی میکرد. برای جلوگیری از تغییر چهره در دوران بلوغ، مدتی داروهای هورمونی مصرف کرد. علی شادمان بعدها این دوره را دشوار، اما تعیینکننده مسیر حرفهای خود توصیف کرد.
بازگشت به اوج با «کیمیا»
سال ۱۳۹۴ و نقش او در سریال «کیمیا» در نقش «کیوان پارسا»، نقطه عطفی در حرفه علی شادمان بود. این نقش، چهره متفاوتتری از او را به مخاطبان نشان داد و باعث شد توجه دوباره به تلویزیون جلب شود.
نقشهای پختهتر و حضور در شبکه نمایش خانگی
پس از «کیمیا»، شادمان در مجموعههایی همچون «محکومین» و «دیوار به دیوار ۱ و ۲» حضور داشت و در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۱ با سریالهای شبکه نمایش خانگی «میخواهم زنده بمانم» و «یاغی»، بازیهای تحسینشدهای ارائه کرد که رشد حرفهای او را اثبات کرد.
زندگی مستقل و نگاه به شهرت
علی شادمان از ۱۰ سالگی تجربه کار منظم و استقلال را کسب کرد و خود را مانند یک کارمند صبح به کار میبرد و عصر به خانه بازمیگشت. او شهرت را انکار نمیکند و معتقد است علاقه به دیدهشدن، امری طبیعی است. پس از «میم مثل مادر» توجه زیادی به او شد و با «کیمیا»، بار دیگر مرکز توجه رسانهها قرار گرفت.
علاقه به کارگردانی و تئاتر؛ نگاه دوم علی شادمان
با وجود تحصیل در رشته کارگردانی، دغدغه اصلی شادمان بازیگری است و کارگردانی را ابزاری برای تقویت نگاه و بازی خود میداند. او تئاتر را لذتی وصفناشدنی میداند و تلاش کرده هر سال با یک اثر تازه روی صحنه باشد. صحنه برای او جایی برای تجربه و تنفس هنری است، نه صرفاً بخش کارنامه حرفهای.
توقف چندساله و بازگشت به سینما
در ۱۵ سالگی، علی شادمان تصمیم گرفت مدتی از بازیگری فاصله بگیرد تا دوران بلوغ به طبیعیترین شکل ممکن طی شود. دو سال دوری از پروژهها باعث شد با فیلم «رویای سینما» در سال ۱۳۹۰ مجدداً به مسیر حرفهای خود بازگردد.
بازتابها و جنجال بازداشت علی شادمان
در ۸ آذر ۱۴۰۴، گزارشی از بازداشت چند بازیگر در یک مهمانی منتشر شد که گفته میشد به مناسبت تولد علی شادمان برگزار شده است. این خبر بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت. طبق گزارشها، در این مهمانی بیش از ۳۸ لیتر مشروبات الکلی دستساز کشف شد و برخی از بازیگران بازداشت و پس از مدتی با قید وثیقه آزاد شدند.
افتخارات علی شادمان
- بهترین بازیگر کودک برای «میم مثل مادر» – جشنواره فیلم رشد (۱۳۸۶)
- پروانه زرین بهترین بازیگر کودک و نوجوان برای «زمانی برای دوست داشتن» – جشنواره کودک (۱۳۸۷)
- جایزه ویژه جشنواره سینهکید هلند – (۱۳۸۷)
- پروانه زرین بهترین بازیگر کودک و نوجوان برای «رویای سینما» – (۱۳۹۰)
کارنامه حرفهای علی شادمان
| رشته | عنوان اثر | سال |
|---|---|---|
| تلویزیون | دیوار به دیوار ۲ | ۱۳۹۷ |
| دیوار به دیوار ۱ | ۱۳۹۶ | |
| محکومین | ۱۳۹۶ | |
| ماه و پلنگ | ۱۳۹۵ | |
| کیمیا | ۱۳۹۴ | |
| سرزمین مادری | ۱۳۹۲ | |
| شبکه نمایش خانگی | بلیط یکطرفه | ۱۴۰۳ |
| مهمونی | ۱۴۰۱ | |
| یاغی | ۱۴۰۱ | |
| میخواهم زنده بمانم | ۱۳۹۹ | |
| سینما | تابستان همان سال | ۱۴۰۲ |
| شنای پروانه | ۱۳۹۸ | |
| مردن در آب مطهر | ۱۳۹۸ | |
| مهمانخانه ماه نو | ۱۳۹۷ | |
| جان دار | ۱۳۹۷ | |
| ما همه با هم هستیم | ۱۳۹۷ | |
| شین | ۱۳۹۷ | |
| ویلاییها | ۱۳۹۵ | |
| اروند | ۱۳۹۴ | |
| یتیمخانه ایران | ۱۳۹۴ | |
| ساکن طبقه وسط | ۱۳۹۲ | |
| رویای سینما | ۱۳۹۰ | |
| کلانتری غیرانتفاعی | ۱۳۸۷ | |
| زمانی برای دوست داشتن | ۱۳۸۶ | |
| صد سال به این سالها | ۱۳۸۶ | |
| میم مثل مادر | ۱۳۸۵ | |
| تئاتر | قصر موروثی خاندان فرانکنشتاین | ۱۳۹۸ |
| بداهه – آروند دشتآرای | ۱۳۹۸ | |
| شاهماهی | ۱۳۹۸ | |
| زهرماری | ۱۳۹۷ | |
| طناب | ۱۳۹۷ | |
| سماعیزاده | ۱۳۹۶ | |
| زبان تمشکهای وحشی | ۱۳۹۶ | |
| نمایشنامهخوانی «حشره» | ۱۳۹۵ | |
| مردگان بیکفن و دفن | ۱۳۹۴ | |
| خشم اژدها | ۱۳۹۴ |