خلاصه داستان قسمت پانزدهم سریال جذر و مد + دانلود قسمت ۱۵ سریال جذر و مد

در این مطلب از پایگاه خبری صفحه فردا خلاصه ای از قسمت پانزدهم سریال جذر و مد به همراه لینک دانلود آن را برایتان آورده ایم که در روز سه شنبه منتشر می شود.
سریال «جذر و مد » به کارگردانی محمد حسین لطیفی و تهیهکنندگی مهران مهام از روز یکشنبه ۱۱ خرداد ماه ساعت ۸ صبح به صورت اختصاصی از پلتفرم نمایش خانگی استارنت آغاز شد، این سریال در روزهای یکشنبه و سه شنبه از این پلتفرم منتشر می شود. آرش مجیدی، سعید چنگیزیان، مهرو نونهالی، سمیرا حسنپور، آزاده زارعی، حسین سلیمانی، بردیا دیانت و فقیهه سلطانی نیز از بازیگران این سریال می باشند. در ادامه خلاصه قسمت پانزدهم سریال جذر و مد را خواهید خواند.
خلاصه قسمت پانزدهم سریال جذر و مد
فردوس تو ماشینش نشسته بود و داشت تماس بهنام رو با مادرش شنود میکرد که درباره موندن پردیس تو خونشون حرف میزد و اینکه خوبیت نداره مونده اونجا. فردوس به چندتا از آدمهاش میگه بریزن تو خونه بهنام، خودش هم شروع می کنه به زدنش و اینکه دختر منو میدزدی؟ کجا بردیش؟ پردیس از پشت گوشی داد میزنه که بابا کاریش نداشته باش، فردوس گوشی رو میگیره به پردیس میگه همین الان ماشین میفرستم بیا اینجا. پردیس میگه باشه بابا فقط توروخدا با بهنام کاری نداشته باش، فردوس میگه تو نگران نباش یه بهنام برات درست کنم که دیگه نشناسیش، گوشی رو قطع میکنه دوباره بهنام رو میزنه که تو غربتی چطور جرات کردی نزدیک دختر من بشی؟ چرا حد و حدود خودتونو نمی فهمید. بهنام عصبی میشه میگه توهین نکنید، فردوس میره میکروفونی که کار گذاشته بود تو اتاق رو برمیداره و به بهنام میگه ببین بی سر و پا دختر من لقمه دهن تو نیست اگه به دختر من نزدیک بشی بلایی سرت میارم که مادرت از بدنیا آوردنت پشیمون بشه، آدمهای فردوس میریزن سر بهنام و حسابی میزننش و میرن، با رفتن اونا گوشی بهنام زنگ میخوره میخواد جواب بده اما با سر و صورت خونی و داغون نمیتونه حتی گوشی رو برداره.
پرهام با نیلوفر تماس میگیره که من تو این شرایط واقعا نمیدونم چیکار کنم دیروز به مادرم گفتم میخوام برگردم گفت اگه بری خودم رو می کشم، نیلوفر میگه تو خودتو دخالت نده اونها خودشون با این قضیه کنار میان، پرهام میگه ظاهرا کاری هم از دستم برنمیار، از نیلوفر سراغ باباش رو میگیره که چند وقته بهم زنگ نمیزنه حالش خوبه نکنه از دست من ناراحته؟ نیلوفر خیالش رو راحت میکنه که بابات از تو ناراحت نیست.
فردوس میرسه خونه ، نیلوفر با پرهام خداحافظی میکنه و می بینه لباس فردوس خونیه، می پرسه این خون چیه رو لباست؟ فردوس میگه خون پسره الدنگ، بهنامِ، حقش رو گذاشتم کف دستش. نیلوفر میگه وای خدا باز دیوونه شدی؟ فردوس میگه نکشتمش که اما اگه حرف گوش نده می کُشمِش، دخترت هم داره میاد.
پردیس تو مسیر تا برسه خونه هرچی به بهنام زنگ میزنه گوشیش خاموش بود، نیلوفر بهش زنگ میزنه که کجایی؟ پردیس میگه بهنام تلفنش رو جواب نمیده بابا حتما یه بلایی سرش اورده، نیلوفر میگه نترس حالش خوبه، پردیس میگه من باید برم خونه بهنام باید بفهمم چه بلایی سرش اومده، نیلوفر میگه یه راست بیا خونه بعد هر جا خواستی با هم میریم. پردیس بی جواب قطع می کنه.
ملک بانو دوباره حالش بد میشه حنانه داروهاش رو میده ازش میخواد که پیشش بمونه اما ملک بانو میگه بره خونه اش اگه کارش داشت خبرش می کنه، با رفتن حنانه، رضوان به گوشی ملک بانو پیام میده که میخوای خودم رو به بچه ها نشون بدم؟ جواب میده بیا یه جا با هم قرار بذاریم حرف بزنیم، رضوان میگه میخوای راضیم کنی یا سر به نیستم کنی؟ بهش میگه میخوام راضیت کنم؟ اونم میگه باچی؟ که ملک بانو میگه تو فقط با پول راضی میشی که رضوان هم میگه آفرین بهت میگم چقدر.
آیدا میره در خونه امیر، بهش میگه تلفنتو جواب ندادی خودم اومدم ، حوصله ام سر رفت اومدم بهت سر بزنم، امیر میگه مسخره بازی در نیار بگو برای چی اومدی؟آیدا میگه هوا سرده بریم تو بهت بگم. امیر میگه دست از سرم بردار، آیدا میگه من اومدم به عشق قدیمی ام دوست صمیمی ام سر بزنم ایرادش چیه؟ امیر میگه فرهنگ انگلیس رو با اینجا قاطی نکن اینجا خیلی فرق می کنه، اینطوری نیست که یکی فیلش یاد هندوستان کرد بگه آقاتون رو نمی خواهید بدید ما ببریمش ددر، آیدا میگه انگلیس هم این شکلی نیست، تازه من نیومدم از فائقه اجازه بگیرم اونکه خونه نیست. امیر عصبی میشه، آیدا میگه باشه تو نمیام، همینجا حرف میزنیم. امیر میگه من حرفی ندارم بفرما برو، آیدا میگه شام خوردی میای بریم شام بخوریم؟ امیر میگه من شامم رو هم خوردم بفرما برو، آیدا میگه نترس این موقع شب کی با منو تو کار داره این همه مرد متاهل با دخترای خوشگل و جذاب میرن یه گوشه دنجی می شینن من و تو هم یکیش، امیر یه حالی میشه میگه چی میگی؟ آیدا میگه چیزی نگفتم، تو مگه به خودت شک داری؟ تو که اینطوری نیستی تو مرد وفادار و متعهدی، می شناسمت، باشه دیگه خودم رو سبک نمی کنم فقط بگو کی بیام واسه امضای قرارداد؟ امیر میگه اونکه کنسله. آیدا میگه چرا، فکر نمی کردم مادرجان جدی گفته باشه، امیر میگه تو مگه مادر رو دیدی؟ آیدا میگه تو اگه ندیدیش چرا میگی کنسله؟ امیر میگه از طرف خودم گفتم، آیدا میگه ایراد نداره میگم مخت رو بزنه، امیر میگه از این به بعد برای اینکارها برید خدمت مادر جان و میره داخل خونه، آیدا هم مجبور میشه بره.
فردوس زنگ میزنه به راننده که پردیس رو یه راست بیار خونه، راننده میگه بله مطمئن باشید، پردیس که می بینه بهنام جواب نمیده و دیگه نزدیک خونه داره میشه وانمود می کنه که حالش داره بد میشه، راننده ماشین رو نگه میداره پردیس سریع فرار می کنه، هر چی دنبالش میره نمیتونه کاری کنه.
پردیس میره پیش مسعود و باهاش میان خونه بهنام، می بینن افتاده کف اتاق، سریع زنگ میزنن اورژانس، میبرنش بیمارستان.
فردوس هرچی به راننده زنگ میزنه جواب نمیده نیلوفر دلشوره میگیره که چرا پردیس نرسیده ، بالاخره راننده جواب میده که من جلوی درم دخترتون تو ماشین بود گفت حالم بد شده پیاده شد رفت داشتم دنبالش می گشتم، فردوس عصبانی میشه و راننده رو دعوا میکنه. نیلوفر میاد می پرسه دخترم کجاست؟ فردوس میگه این ابله رو پیچونده فرار کرده رفته، فردوس زنگ میزنه به پردیس، نیلوفر گوشی رو میگیره که کجایی، پردیس با گریه میگه بابا بالاخره کار خودش رو کرد، آفرین بابا بهنام مرد، بهنام مرده تو بهنام رو کشتی. فردوس به نیلوفر میگه تو برو پیش پردیس نذار به پلیس چیزی بگه، بعد خودش مدارک و پولهاشو برمیداره. میگه من نمیخواستم بکشمش، تو کمکم کن برو پردیس رو آروم کن من ببینم کجا میتونم گم و گور بشم.
نیلوفر میره بیمارستان، می بینه مسعود داره با پلیس حرف میزنه که نمیدونم کی اینکار رو کرده ، پلیس میپرسه با کسی دشمنی نداشته؟ مسعود میگه نه، پلیس میگه این خانم از کجا فهمیده که این اتفاق افتاده، مسعود توضیح میده که چند بار تماس گرفته جواب نداده نگران شده اومد دنبالم با هم رفتیم. پلیس میپرسه اون خانم چه نسبتی داره باهاش؟ مسعود میگه نامزدشونه.
نیلوفر پردیس رو می بینه ازش می پرسه این داروها چیه دستت؟ پردیس میگه داروهای بهنامه تازه بهوش اومده، نیلوفر تازه می فهمه که بهنام نمرده، میگه تو میفهمی چه بلایی سر من و بابات اوردی ما داشتیم سکته می کردیم، پردیس میگه بالاخره فهمیدید من این چند ساعت چی کشیدم؟ مامان من ضجه زدم گفتم بهنام جواب نمیده شاید بلایی سرش اومده، تو چیکار کردی سرم داد زدی گفتی همین الان میای خونه، حالا جفتتون برید خداروشکر کنید که حرفتون رو گوش نکردم چون اگه تا صبح کسی نمیرفت سراغش امکان داشت بمیره، بابا هم حتما تا شنید فرار کرده آره؟
مسعود به نیلوفر میگه من آقای گودرزی رو عاقلتر از اینها میدیدم، نیلوفر میگه میدونم واقعا کارش قابل توجیه نیست. بعد حال بهنام رو می پرسه، مسعود میگه وقتی رفتیم سراغش بیهوش بود اوردیمش اینجا گفتن مچ دستش شکسته، گردنش و دنده هاش ضرب دیده، کتفش در رفته، اگه دو ساعت دیرتر اومده بود بیمارستان یا مرده بود یا تو کما بود. نیلوفر میگه خدا بهمون رحم کرد ممنونم که به پلیس چیزی نگفتید، مسعود میگه خودش باید تصمیم بگیره بگه یا نه.
نیلوفر به فردوس زنگ میزنه بهش جریان رو میگه بیشتر اعصابش خورد میشه.
مسعود میره پیش بهنام. بهنام میگه به پلیس که چیزی نگفتی؟ مسعود میگه تو واقعا لیاقتت همچین پدرزن مریض و روانیه، بهنام میگه تازه همین آدم روانی هم دخترش رو بهم نمیده، ببین چقدر بدبختم، مسعود میگه بدبخت نیستی خری. اینم دندونات رو شمرده حتی اگه لو هم ندیش جنازه پردیس رو بهت نمیده. بهنام میگه با حرفهات نمیتونی تحریکم کنی. مسعود میگه تو باید تلافی کنی من جای تو باشم قید این بچه رو میزنم میرم به تیمورفام همه چیز رو میگم. بهنام میگه مگه نگفتی لوش ندم وگرنه برام بد میشه، مسعود میگه اون مال اونموقع بود که اخراجت نکرده بود همچین بلایی سرت نیورده بود، الان دو راه داری یا پته اش رو بریز رو آب یا با خفت و خواری بشینونش پای سفره عقد.
پردیس داروهای بهنام رو میاره و با کمک مسعود بهش میدن، بهنام میپرسه کی مرخص میشم؟ مسعود میگه فعلا تا ۴۸ ساعت باید بمونی.
نیلوفر میاد میگه شما چقدر لجبازید چرا حرف گوش نمیدید؟ پردیس میگه مامان چطور روت میشه اینارو بگی؟ بهنام هم میگه راضی به زحمت شما نبودم.
فردوس میره بیمارستان اما پردیس باهاش حرف نمیزنه، مسعود بهش توضیح میده که ۴۸ ساعت باید بمونه اینجا تا مشخص بشه خونریزی مغزی نکرده باشه، فردوس خیلی ریلکس میگه آهان اوکی، میشه دیدش؟ پردیس میگه چرا؟ میخوای کار ناتمومت رو تموم کنی یا تهدیدش کنی به پلیس لو نده، ممی خوای نگران باشی بهنام مردتر از این حرفهاست. فردوس میگه بریم خونه اونجا حرفاتو بزن، اما پردیس میگه من نه حرفی دارم نه جایی میام، فردوس میگه امروز به اندازه کافی اعصابم رو خورد کردی پاشو بریم، اما پردیس میگه نمیام، نیلوفر میگه فردوس تو برو من بهش میگم. با رفتن فردوس ، نیلوفر به پردیس میگه هر موقع دوست داشتی بیا، فردوس شاکی میشه اما نیلوفر میگه برو بهت میگم.
فردا نیلوفر تو شرکت به امیر همه چیز رو تعریف میکنه و میگه به اندازه کافی اعصابش خورده تو دیگه چیزی نگو، امیر میگه آخه آدم اینقدر خر، نیلوفر میگه تو یکی دخترت رو ببره خونه پدر و مادرش ناراحت نمیشی؟ امیر میگه نه. خونه مجردی نبرده که، این کینه فردوس مال امروز و دیروز نیست، رو این بچه قفلی زده قبل از اینکه رابطه اینا مشخص بشه، میخواست اخراجش کنه. اما نیلوفر زیر بار نمیره و میگه ول کن این حرفها رو برو دنبال پردیس چون فقط به حرف تو گوش میده.
امیر میگه میرم دنبالش میبرم خونه خودم تو این مدت هم باهاش کار نداشته باشید. نیلوفر به امیر میگه که به پرهام زنگ بزن حالش گرفته.
امیر جلوی شرکت سوار ماشین میشه و ویس های پرهام رو گوش میده که بهش گفته بهم زنگ بزن دلم برات تنگ شده. همینطور که تو حال خودش بود، گوهر میاد به شیشه ماشین میزنه که حالتون خوبه نگرانتون شدم، امیر خیلی سرسنگین بهش میگه من خوبم بفرمایید سر کارتون.
پردیس بالا سر بهنام تو بیمارستان بود، بهنام بهش میگه برو بگو منو مرخص کنن، پردیس قبول نمیکنه و میگه حتی اگه دکتر هم بگه من نمیذارم، بعدش هم خونه نمیری، میریم یه جا که دست هیچ کس بهمون نرسه، بهنام میگه پردیس جان ما نمیتونیم از دست بابات فرار کنیم حال منو ببین حالا فکر کن با دخترش فرار کنم. پردیس میگه دیگه بدتر از این.اگه فکر میکنی میکشه جراتش رو نداره، حالت خوب شد با هم میریم یه جای دور، پردیس متوجه میشه یه نفر پشت پرده صحبت هاشو گوش میده میره پرده رو میزنه عقب میبینه دایی اشه، امیر میگه منو باش فکر میکردم فقط بابات شیرین عقله، اوضاع تو از اون بدتره.
ملک بانو میره کنار دریا، منتظر رضوان، رضوان عکسهای ملک بانو رو کنار دریا براش میفرسته تا بدونه همون جاست، اطراف رو نگاه میکنه تا ببینه کیه متوجه میشه….